بسم الله الرحمن الرحيم

ابعاد تربیت

« در تربیت باید به رشد همه جانبه ومتوازن شخصیت متربی در ابعاد عقلی ، عاطفی ، حرکتی ، اجتماعی ، اخلاقی و هنری در جهت وصول به اهداف فرهنگی جامعه توجه داشت . نگرش محدود در تربیت نمی تواند ما را به هدف برساند . »

ابعاد تربیت

انسان موجودی است واحد . هرچند که به اعتباری مرکب است از جسم وجان ، وجسم او نیز مركب از اندام ها و دستگاه های گوناگون ، لکن تمامی این ها حول محور خود سازمان یافته وموجود وحدت یافته ویگانه را ایجاد کرده اند .علم روان شناسی مفهوم خود را برای نشان دادن جنبه های گوناگونی از دنیای روان شناختی انسان به کار گرفته است و از آن جمله برای بیان جنبة وحدت یافته و یگانة شخصیت آدمی  هر انسانی خود را با همین معنا و با مفهوم یگانگی و وحدت یافتگی درک می کند و می داند که به رغم داشتن اندام های گوناگون ونیز داشتن امتداد زمانی درگذشته و حال و آینده و نیز با علم به این که در حیطه های مختلف زندگی ، نقش های گوناگون وگاه متضادی ایفا می کند ، لکن فردی است یگانه . این احساس با وجود

غیرعینی بودن و غیرقابل درک بودن به وسیلة حواس ظاهری ، چنان محکم و استوار است و چنان عمومیت دارد که حتی رفتارگرایان که به جنبه های درونی انسان بی توجه بوده ، و گاه منکر وجود آن هستند ، آن را

 

پذیرفته اند . اسکینر یکی از سردمداران رفتارگرایی ، مفهوم خود را می پذیرد و از آن تعاریفی هرچند ضد و نقیض ، ارائه می دهد . ( فیست ، 1990 )

به رغم یگانگی وجود انسان و غیرقابل تجزیه بودنش ، حتی به جسم و جان ، او عملاً نشان می دهد که دارای ابعاد گوناگون است . وجود بُعد برای یک شی ء ، موجب تجزیة اونمی شود .اشیای مادی به رغم وحدت و یکی بودن دارای ابعادی از نوع طول ، عرض و ارتفاع هستند ، اما این ابعاد وحدت و یکپارچگی

اشیاء را از بین نمی برند .در دنیای روان انسان نیز به رغم وجود یکپارچگی و وحدت ، ابعادی وجود دارد . مهم ترین ابعادی که می توان برای زندگی روانی انسان برشمرد عبارت اند از :

1 ـ بعد شناختی

2 ـ بعد عاطفی

3 ـ بعد حرکتی ـ جسمانی

4 ـ بعد اجتماعی

5 ـ بعد اخلاقی

6 ـ بعد هنری

این ابعاد همان گونه که گفتیم نه تنها یکپارچگی روانی انسان را تهدید نمی کنند ، بلکه مقوّم ومؤیّد آن نیز هستند ، زیرا نشان می دهند که هر بعد با حفظ حدود خود ، متأثر از سایر ابعاد و وابسته به آن ها نیز

 می باشد .بُعد شناختی انسان ، یعنی جنبه های گوناگون ادراکی او ، ضمن این که مستقلاً بُعد مهمی از دنیای روان شناختی انسان را می سازد ، لکن متأثر از ابعاد دیگری چون بعد عاطفی ، اجتماعی و حرکتی نیز هست .استقلال آن موجب برجستگی وجهی از وجوه انسان و وابستگی آن به سایر ابعاد ، نشانگر وحدت یافتگی زیربنایی آن با سایر ابعاد درکنه وجود اوست .